تبليغاتX
پرسه خوانی - گیرتخمی یا حرف علمی؟
از بس که برکه با هر نسیم خُرد به تردید افتاد، ماه را گم کرد...

بیچاره بهاره...سعید حنایی کاشانی گیر داده است به سوادش و نثرش. از دید من، بهاره آروین هم با سواد است و هم بسیار بر نثرفارسی مسلط . این تسلط بر نثر احتمالاً به خاطر زیاد رمان خواندن است. توانایی ها و موفقیت های آکادمیک بهاره آروین البته برایش دشمن هم زیاد می آفریند. خاصه از سوی کسانی که در تحت وجودشان علاقه به مدرک دارند اما یا تظاهر می کنند و یا به هر علت دیگری در دوره ای از زندگی نسبت به مدرک و عنوان دانشگاهی بیزار بوده اند...

 

در تجربه حاصل از جلسات جوانان آیین با افراد زیادی آشنا شدم. جلسات آیین جمعی بود از زبدگان و نخبگان دانشجویان علوم انسانی. داوری من در باره آن جمع و حلقه های فرعی دیگر این بود که دو نفر از آن جمع از باسواد ترین ها بودند و با همان مدرک فوق لیسانس آن موقعشان اگر به جای برخی اعضای هیئت علمی دانشکده هاشان تدریس می کردند اساتید موفق تر و موثر تری بودند؛ محمدعلی کدیور  و  بهاره آروین  این دو نفر هستند.

 

اما نکته ای درباره ویرایش و پیرایش متن. اولاً زبان فارسی هنوز نه رسم الخط رسمی ِ جاافتاده دارد و نه دستور نگارش رسمی و جاافتاده. رسم الخط رسمی فرهنگستان هست اما هنوز جا نیافتاده و درباره شیوه نگارش هم البته اقوال متعدد است و هریک طرفدارانی دارد. یکی سبک قدمایی احمد سمیعی را می پسندد و یکی سبک جدید را. این آیین ها هم وحی منزل نیستند. هم در تلائم منطقی با پویش زبان تغییر می کنند و هم خودشان تحول درونی دارند. مثلاً کم کم دارد مد می شود که جمله معترضه را به جای میان دو خط تیره آوردن، آن را بین دو تا ویرگول قرار می دهند. ایرادی هم بر هیچ یک نیست. مثلاً حنایی کاشانی بعد از حرف ربط ویرگول می آورد که به نظر خیلی ها غلط است و حرف ربط را از کارکردش تهی می کند.

 

در همین جا شدیداً توصیه می کنم کتاب " نکته های ویرایش" نوشته  علی صلح جو که داغ داغ است و تازۀ تازۀ از کورۀ نشر مرکز بیرون آمده است را بخوانید .

 

نکته دیگر اینکه مگر قرار است متن های وبلاگی ویرایش شوند؟ پس فرق پست وبلاگ و یادداشت روزنامه و مقاله ماهنامه چیست؟ در وبلاگ ها بیش از سبک نوشتن، مهم این است که حرفی برای گفتن داشته باشیم. حالا این حرف فرقی نمی کند زنجموره از دوری معشوق باشد و یا تحلیل ریاضی اقدامات اقتصادی دولت. حرف اگر باشد مخاطب هم خواهد آمد.

 

حنایی کاشانی کارش را به عنوان ویراستار مرکز نشر دانشگاهی آغاز کرده است و بعد ها مترجم شده است و بعد تر مولف هم شده است. می گویند مرکز نشر دانشگاهی، به مدیریت نصرالله پورجوادی، انتقال دهنده تجربیات چاپ و نشر قبل از انقلاب به دوران بعد از انقلاب بوده است. حرف درستی هم هست. اما خب آقای حنایی کاشانی، که لابد ویراستاری را در محضر همان بزرگان آموخته اند، باید بتوانند متن های روان و خوشخوان عرضه کنند. کارنامه ترجمه حنایی کاشانی چنین چیزی را نشان نمی دهد.

 

زبان ملک طلق کسی نیست. حتی زبان آوران ناموری چون سعدی و حافظ و یا ویراستارانی چون سمیعی گیلانی و ابوالحسن نجفی. زبان میراث مشترک مردم است و مهمترین ملاک روایی و نا روایی چیزی در زبان، رواج میان توده است. چیزی به نام قاعده پیشینی و عقلی و غیر تجربی وجود ندارد. در زبان حق با کسی است که بیشتر خوانده شود.

 

حنایی کاشانی ای که  ناراحت می شود که وقتی برای سخنرانی بهIPM  می رود ، دانشجویان آنجا به او می خندند؛ چون قاره ای است و نه تحلیلی؛ خودش نباید به بی اهمیت ترین وجه ممکن به نوشته های یک دانشجوی خوب گیر بدهد. لابد حنایی کاشانی، به صفت استاد دانشگاه، دانشجویانی تربیت کرده است بهتر از بهاره آروین. هنر بیار و زبان آوری مکن نکن سعید!

 

اگر حنایی کاشانی فقط نقدش را می نوشت و سخنش را می گفت، حرفی نبود اما در مورد میزان سواد دیگران نظر دادن از روی تعداد ویرگول های متنشان بیشتر ناشی از همان قاره ای بودن حنایی کاشانی است. ضمن اینکه نوشته کاشانی بیش از آنکه دعوت به پویا نویسی باشد، دفاع از مرده وار و ایستانویسی است. توضیح بیشتر را شهریار مندنی پور در کتاب " کتاب ارواح شهرزاد : سازه ها، شگرد ها و فرم های داستان نو " در مقاله "  آواز بر تل برج بابل " ( صفحه 74 به بعد ) داده است.

 

اصلاً گیریم که عیب کسی را فهمیدی. چه چیزی می تواند تو را از فهمیدن عیب یک انسان به سمت عیان کردن آن عیب بکشاند؟  آیا حنایی کاشانی می تواند از این سبک گیردادن هایش دفاع درستی بکند؟ هیچ راه بهتری برای آموزش ویرگول گزاری وجود نداشت؟

 

پی نوشت : بزرگترین مشکل نوشته های کاشانی این است که نمی دانی قرار است با نقد علمی روبه رو شوی یا گیر تخمی. مثلاً همین جناب حنایی پیش از این گیر تخمی شان، نقد خوبی نوشتند بر افاضات تکراری جهانبگلو که مقبول بود و معتدل و به جا +

 

+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 4:18 قبل از ظهر  توسط عبدالله  |